آمار بازدیدکنندگان

1
182
177611

ساعت سرور

شنبه 25 آذر 1396


نوشته های شما

  • سلام

     

     

    در صورت تمایل نوشته هایتان را ارسال فرمایید تا روی وب قرار گیرد

نیایش

برای ماندن به این دنیا نیامده بودم اما چنان تعلقی به مظاهر آن پیدا کرده ام که جز مرگ قدرتی توان کندن وجودم از آنها را ندارد.

مولای من،

نفس مطمئنه ام گوشه عزلت گزیده و مرا در مرداب تجملات روز افزون زندگی به نظاره نشسته است. در تعجب ام چرا گوشه چشمی به این بینوای فسرده در مزرعه خشک این جهانی نمی کند تا طراوتی را که تو در فطرتم نهادی به من باز گرداند.

پروردگارا!

در این شامگاه از تو می خواهم دستم را بگیری که ‍»یدالله فوق ایدیهم» اگر دستم را بگیری همچون عطر گل های سرخ در بیکرانه وجود منتشر خواهم شد و جز خاطره ای از من باقی نخواهد ماند بسیار شادمان خواهم شد که خاطره باشم، خاطره ای که تو آفریده ای معبود من.

مولای من، معبود من

اگر تو نخواهی و اگر تو عنایت نکنی من کمترین چونان همیشه در روز مرهّ گی هر روزه ام دست و پا خواهم زد و در جاده بی سرانجام آرزوهای دست نیافتنی ام رها خواهم شد. خدای من دستم در دست تو بود و آمدم، حال چگونه رهایم می کنی؟!

مولای من!

اگر تو عنایت نکنی بنده بودن خود را فراموش کرده و مطیع نفس فرعونی ام خواهم شد و آنگاه موسای وجودم به کجا رخت بربندد، اگر عنایت تو نباشد سر به عصیان خواهم گذاشت و لطافت وجودم مغلوب شقاوت نفس اماره ام خواهد شدو آنگاه نمی دانم به کدامین مخلوق اشرف مخلوقات نام میدهی!

من اقرار می کنم بی تو هیچ ام، ذره ای بیش در اقیانوس بی نهایت هستی ات نیستم. بی تو اما چه بگویم؟ بی تو لحظه ای زیستن برای آنکه طوق بندگی ات را گردن نهاده شایسته نیست. پس در این شامگاه مرا دریاب که واله و سرگردان توام ای پناه بی پناهان.

خداوندا!

من شعاع رنگین کمان توام که در پناه باران رحمتت پدید آمده و راضی­ ام که رنگ سبزش را به من هدیه داده­ ایی. اگر باران فیض ­ات نبارد، رنگین کمان نیز به عدم خواهد رفت و می­دانم که تو رنگ سبز بنده­ ات را دوست داری پس ببار برمن. ببار برمن که قلب زنگارگرفته­ ام محتاج باران رحمت توست تا بار دیگر با یاد تو تپیدن آغاز کند.

کمکم کن تا بر خود ببالم که تنها مونس ام ومونس تنها ئی­ ام توئی، کمکم کن تا لحظه ­­ای توقف کنم و از دایره روزمره­ گی­ ها گامی بیرون نهم. لحظه ­ای بر خود نظر اندازم ببینم آیا فتبارک الله احسن الخالقین را بر من خوانده بودی؟ من همانم که تو از آفرینشش نزد فرشتگان افتخار کرده بودی؟ آیا غنچه ایی هستم که ارزش شکفتن داشته باشد

یا حتی برگی که ارزش افتادن؟

Trackback URI: http://nikafarin.com/index.php/trackback/29

درج نظر

XML نظرات: RSS | Atom

ورود