آمار بازدیدکنندگان

2
132
171480

ساعت سرور

شنبه 29 مهر 1396


نوشته های شما

  • سلام

     

     

    در صورت تمایل نوشته هایتان را ارسال فرمایید تا روی وب قرار گیرد

دیوار

گربه ها آرام قدم بر می دارند و پرستوها آنجا را امن می یابند این دیوارها کم اند راستی چرا این دیوارها آرام اند و چرا دیوارهای آرام کم اند؟ دیوارهایی هم هستند که وقتی از کنارشان عبور می کنی احساس ترس بتو دست می دهد و شاید بعضی از وقتها از آنها فاصله گرفته باشی ترس از اینکه بر روی تو فرو ریزند یا یک ترس موهوم که بیشتر اوقات همین ترس موهوم بوده است. آدم نمی داند چرا از این دیوار می ترسد؟ از این دیوارها امروزه زیاد به چشم می خورد؛ دیوارهای غریبه دیوارهایی که خودی نیستند، دیوارهای سیمانی دیوارهای آجری دیوارهای سنگی که با نرده های آهنی درست شده اند دیوارهایی که هیچ رایحه ای از آنها بر نمی خیزد و خیلی خیلی خشکند و خیلی رسمی اند دیوارهایی که حتی از کنارشان اجازه عبور نمی دهند و با سه چهار متر فاصله با احتیاط می توانی عبور کنی و گفته اند که نمی توانی از آنها عکس بگیری دیوارهایی که گلهای یاس از پرچین آن سرک کشیده اند وعطر خود را با دست و دلبازی تمام در اختیار عابران گذاشته اند حتی اگر خوب نگاه کنی جاری شدن عطر آنها را روی سنگفرشهای کوچه می بینی و می دانم که می بینی.اینها همان دیوارهای خودمانی اند همانهایی که ار کنارشان رفت وآمد می کنند، دیوارهای معطری که زنان و مردانی معطر همسایه هاشان بودند دیوارهایی پر از خاطره پر از تجربه دیوارهایی که با طلوع خوشید برق می زدند و گرمای آن را در وجودشان نگه می داشتند و پس از غروب خودنمایی ماه را شاهد بودند. دیوارهایی که در طبیعت نهاده شده بودند و گذشت سالیان را بر چهره خود داشتند مگر دیوارها هم عمر می کنند؟ و فکر نمی کنم که بخواهی بگویی مگر دیوارها هم ...

دیوارها متولد می شوند با تولد هر انسان رشد می کنند آنهم با رشد انسان و تجربه می کنند و پیر می شوند و چون انسان فرو می ریزند و گاهی اوقات آدم باید برای فرو ریختن یک دیوار غصه بخورد ناراحت شود و جایی در دلش برای او آرامگاهی بسازد. دیوارهایی که بنای پیر ده بادستان چروکیده و لرزان در آفتاب داغ تابستان بنا می کرد و وقتی بانک اذان برمی خاست کنار آن به نماز می ایستاد و اغراق کنم و بگویم که تسبیحات او بر دیوار نشسته است و اگر گوش بخوابانیم صدایش را هم خواهیم شنید و وقتی دیوار تمام شد نهال یاسی را کنار آن نهادند و عطرش را همانروز بین هم تقسیم کردند و همان دیوارهایی که بنای پیر ده با بسم اله شروع کرد و با حمد تمام. آن دیوارها متولد می شوند و عمر می کنند و راستی راستی پیر می شوند شاید به تعداد هر انسانی دیوار ساخته باشند و هر دیواری با مذاق کسی خوش می آید.وای که چقدر دیوارها زیادند دیوارهایی که اجازه نمی دهند شاخه درختی بر لب آن تکیه کند و عابران را به تماشا بنشیند، دیوارهایی که فریاد آدم ها را در خود خفه می کنند و دیوارهایی که آدمهای با فریاد را در خود خفه می کنند. دیوارهای سیمانی که هرچه مشت بر آن بکوبی سخت تر پاسخ ات خواهند داد. خنده دار است اگر بگویم دیوارهای لجوج، سمج دیوارهای زشت، دیوارهای مغرور دیوارهای مظلوم؟ نه تو بگو خنده دار است؟ من که فکر نمی کنم چرا که تا بحال هیچکس به تنوع آدم ها نخندیده است پس به دیوارها که جای خود دارد. دیوارها هر کدام برای خود شخصیتی دارند همانند من وتو چرا که دیوارها را انسانها یا همان شخصیتها ساخته اند!

با دیوار شخصیت دیوار نشینان را و با شخصیت دیوار نشینان دیوارها را می فهمی، دیوارهای بلندسر به فلک کشیده دیوارهایی که نمی خواهند بفهمی پشتشان چه خبر است! دیوارهای کوتاه و بی حجاب , دیوارهای چوبی که شاخه هایی ازآبشار طلا از آن سرازیر شده، دیوارهای آهنی که هنگام عبور فقط پژواک گامهایت را تحویل می گیری، دیوارهای آجری دقیق مثل هندسه مثل ریاضی مثل دو دوتا چهارتا، دیوارهای سنگی سیاه و سفید، دیوارهایی که مثل قلعه ها بنا شده اند، دیوارهای افسانه ای با معماری رومی دیوارهایی که اصلاًً سبز نیستند قهوه ای قهوه ای اند، دیوارهایی که بلند ساخته شده اند و حفاظ هایی بلند تر روی آنها پاس می دهند و کدام گل به خود اجازه می دهد کنار سیم خاردار عبور عابران را به چشمان خود میهمان کند و این گناه نیست گلی کنار آهن باشد؟!

دیوارهایی شلوغ آنها که مثل همه چیز هستند جز دیوار. دیوارهاییکه فقط در گذشت آدم ها را رویشان می چسبانند و هیچگاه تولدی را خبر نمی دهند،آخر آدمها آگهی تولد ندارند! دیوارهایی که باید سریع از کنار آنها بگذری تأمل نکنی و اصلاً نگاهشان هم. دیوارهایی که ارزش نگاه کردن هم ندارند و شهر پر است از دیوارهایی که نباید نگاهشان کرد. چقدر تنوع دیوار؟ به اندازه همان آدم هایی که گفتم.

هرگاه از دیوارهای کاهگلی و خودمانی که پر چینشان پر از یاس هاست و دیوارهایی که تکیه گاه شاخه های زردآلو و مأمن گلابی هاست و دیوارهای معطر و دیوارهایی که بنای پیر ده ساخته است و دیوارهایی که با عشق افراشته شده و دیوارهایی که پر از پرستوها و گنجشکهاست و دیوارهایی که شکوفه های سیب چون یاقوت بر بلندایشان می درخشد جبری نبود باید تأسف خورد چرا که دیگر آن آدم ها هم نیستند آنها که با آن دیوارها زندگی کردند، و اگر دیوارهایی که عمر می کنند و پیر می شوند جایی فرو ریزند باید آن را مزار دیوار انگاشت و باید با احترام از آنجا عبور کرد چرا که آن دیوار را همان بنای پیر ده همان پیر عاشق ساخته و اینک آن پیر مرد فرو ریخته است...

Trackback URI: http://nikafarin.com/index.php/trackback/15

درج نظر

XML نظرات: RSS | Atom

ورود