آمار بازدیدکنندگان

2
102
171450

ساعت سرور

شنبه 29 مهر 1396


نوشته های شما

  • سلام

     

     

    در صورت تمایل نوشته هایتان را ارسال فرمایید تا روی وب قرار گیرد

Administrator

افسونگر

افسونگری گوشه چشمت به کنار                   ویرانگری خال لبت هم به کنار

جادوگری  و  سحر لبانت  چه کنم                    یلدایی مژگان سیاهت  به کنار

ضرب المثل ها

آب از دستش نميچكه.

1              

آب از سر چشمه گله

2              

آب از آب تكان نميخوره

3              

آب از سرش گذشته

4              

آب پاكي روي دستش ريخت

5              

آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم

6              

آب را گل آلود ميكنه كه ماهي بگيره

7              

آب زير پوستش افتاده

8              

آب كه يه جا بمونه، ميگنده

9              

ترانه

یک روز صبح بیدار می شوی و احساس می کنی چونان نت های موسیقی به پرواز در آمده ای ، ترانه می شوی و به سرزمین آواها کوچ خواهی کرد و من هم !

                راستی آن روز بیدار نمی شوی !  و من نیز...

 

دل

در کُنج دلم عشق کسی خانه ندارد  چون یه نموره تاریک بود  اومده صاف وسط دلم یه آلاچیق چهار نبش زده به این هوا !

تا توی کُنج نباشه!

آدمک ها ( انیمیشن)

 

آدمک و توپ

1)       خارجي /روز / باغ

آدمكي به طرف درخت حركت مي كند و براي پايين آوردن توپ به آن سنگ پرتاپ مي كند ظاهراً موفق نمي شود از صحنه بيرون مي رود و با تعداد زيادي آدمك ديگر بر مي گردد. آنها همه به درخت نگاه مي كنند و يك پاي خود را به زمين مي كوبند.

زمين و درخت تكانهاي شديدي

دوست خوب من

تيتراژ «دوست خوب من»

در زمينه تيراژ نمايي از سقاخانه اي قديمي كه درون آن چند شمع روشن است ديده مي شود.

جاده جنگلي خارجي /روز

تكه سنگي كف جاده سر مي خورد و به جلو مي ايد و از عقب پسري كه كيف در دست دارد حركت مي كند و هر بار كه به تكه سنگ مي رسد آن را با لگد شوت مي كند درختان و گلها دو طرف جاده را گرفته اند پسرك كيفش را به هر طرف مي چرخاند. به شاخه گلي مي رسد با يك حركت چرخشي كيف، گل را پرپر مي سازد، مي خندد و

تاثیر مغناطیس بر رشد و عملکرد گیاهان


آبیاری مغناطیسی Magnetic Irrigation


گیاهان برای رشد مطلوب وفرآیند فتوسنتز نیازبه جذب آب و موادغذائی ازخاک  دارند.عمده موادغذائی موجود درخاک توسط گیاهان استفاده نمی شوند .هنگام آبیاری گیاهان باآب معمولی مقدارکمی ازعناصرغذائی درآب حل می شوند. درنتیجه  به همین نسبت برای گیاهان قابل دسترس خواهند بود .زمانی که گیاه با آب سخت وبدون اثرمغناطیس آبیاری شود ،لایه ای سفید وسخت ازبی کربنات کلسیم وکربنات ها روی سطح خاک تشکیل می شود وتنها بخشی  ازبی کربنات های کلسیمی توسط آب شسته شده ودرخاک نفوذ می کنند وسپس روی ریشه گیاه نشست می کنند. درنتیجه گیاه مجبوراست برای ادامه زندگی خود ریشه های  اضافی تولید کند که این روند رشد طبیعی گیاه رابه خاطرصرف انرژی اضافی مختل می کند. به دلیل افزایش مولکول های آب درواحد حجم ، براثرمغناطیسی شدن آب ،برحلالیت آن اضافه شده ودرنتیجه توانایی آب برای جذب کاتیون ها وآنیون ها افزایش می یابد ومقداربیشتری ازنمک هابه ویژه بی کربنات ها توسط گیاه جذب می شوند. دراین شرایط حرکت املاح به سمت لایه سطحی خاک وهمچنین تجمع نمک هادراطراف ریشه به دلیل خنثی شدن بارالکتریکی نمک ها کاهش می یابد. باافزایش

قاب در

از قاب در می آیی

با لبخند ، اتاق پر می شود از سلام ، عطر سیب

و چه با طراوت کلمه ها منتشر می شوند

اتاق لبریز از ادب ، معرفت و می شود پر از خوبی

و تازه می فهمم اینجا چقدر خالی بوده است!

و اتاق کوچک می شود کز می کند کناری و شرمنده از خالی بودن یک عمر !

بی نهایت

اینجا از هر کجایی که نمیدانی

یکی آمده است

طواف می کند هفت بار بی نهایت!

آینه می شود   می رود  می پرد

خورشید در میانه است

و مدام مهربانانه آینه می سازد!

غدیر

تو هم در غدیر بودی

زیر آن نخل کهنسال ، کنار خوشه خرما ، سایه بود اما گرم

دستانت گاه گاهی قطرات عرق نشسته بر پیشانی ات را کنار می زد

بهتر می دیدی !  بهتر می شنیدی!

پرواز کردی وقتی علی بردستان پیامبر به آسمان رفت!

من هم بودم تو هم بودی همه بودند و نمی دانم چرا هی یادمان می رود!

ما بوی نخل بوی خرما بوی غدیر می دهیم و هر سال در جشن

غدیر علی گونه شوق

پرواز داریم.

وقتی تونباشی

گل ها نمی شکفند و هیچ بلبلی بر شاخساری نمی خواند. رودخانه ها میلی به حرکت ندارند و دلشان برای گل الود شدنشان نمی سوزد. شمیم هیچ گلی در کوچه باغ ها نمیپیچد.پرنده ها پرواز را به کناری نهاده و شاید

نیایش

معبود من!

در این شامگاه به شکایت آمده ام، شکایت از نسیان و فراموشی، شکایت از تعلق به آنها که ناپایدارند. چرا که دیر زمانی است فراموش کرده ام حباب کوچکی از اقیانوس بی نهایت هستی ات بیش نیستم.

فراموش کرده ام قاصدکی هستم که نسیم صبحگاهی به هرکجا خواهد مرا تواند برد. فراموش کرده ام که

باد

کاش باد می آمد

تمام نقش هایم بر زمین را پاک می کرد

نشان گام هایم را یکایک خاک می کرد

مرا می برد با خود ، مرا همراه می کرد

غبارم از زمین می برد و بر افلاک می کرد !

قاصدک

آمدی با باد رقصان ، نشستی و ننشستی ، آمدی و نیامدی این طرف آن طرف آهسته، سبک و نشستی آنچنان که آماده رفتن روی دستم بودی آنچنان که نبودی و نباید نفس می زدم ،پلک می زدم چون با هر

مغناطیس درمانی

مغناطیس درمانی چیست؟

مغناطیس درمانی یک روش مطمئن و بی ضرر برای استفاده از میدانهای مغناطیسی برای بدن به جهت کسب اهداف درمانی می باشد.
از این روش می تواند به صورت مستقل یا همراه با درمان حاضر استفاده شود ،مغناطیس درمانی می تواند یک راه موثر برای به دست آوردن آرامش در دردهای مفاصل ،التهابها و سفت شدن عضلات باشد.

 

خبر

از هم خبر نداریم و خبری نمی شود                  ما اینچنین نبوده ایم ، ما را چه می شود

 

هر لحظه انگار هزار ساله می شود                   اینطور نبوده است ، اینطور نمی شود

هیچکس برای هیچکس دلش تنگ نمی شود         اینگونه می شود که دلت سنگ می شود! 

جاده

غروب که می شود هر روز

دلم نگران جاده هایی است که در تاریکی شب راهشان را گم خواهند کرد

و این دل نگرانی گاهی تا همه صبح ها می ماند

آخر ، همین صبح  همهمه زیادی در جاده بود !

وقتی می آیی

وقتی می آیی با کوله باری از نت ها

 

دو    ر     می     فا

 

آرام می نشینی بر دل                همچون چادر نماز مادر که می نشست بر تنم

 

گاهی که گوشه اتاق کز کرده بودم با ناز

 

وقتی می آیی نت ها گره می خورند با هم

 

سمفونی می شوند می نشینند آرام آرام

 

دو        ر       می      فا   !

کارآفرینی

آيا همه می توانند کارآفرين باشند

 

 

بطور ساده کارآفرین به شخص حقیقی یا حقوقی ای گفته می شود که توانایی تحمل ریسک - اغلب مالی - را دارد و میتواند یک ایده اولیه را به یک فعالیت اقتصادی تبدیل کند. همه ما می توانیم یک کارآفرین باشیم، چه کارمند، چه کشاورز و ... در هر پست و مقامی که باشیم در راه انجام فعالیت های خود می توانیم کارآفرین بوده و ایده های خود برای بهبود انجام کارها را به واقعیت تبدیل کنیم

حباب ها

حباب ها

یکی یکی متولد می شوند

بزرگ و کوچک

گاهی به چابکی از آب جدا می شوند و بالا می روند.    ترک بر نمی دارند !

گاهی چون پرنده زخمی  ، برای پرواز به تکرار کنده می شوند و می افتند بارها .

حباب هایی هم متولد نشده ترک برداشته اند و رفته اند ، انگار هرگز نبوده اند ! کسی آمدنشان را ندید و نیز رفتنشان را !

حباب ها یکی یکی متولد می شوند بزرگ و کوچک ، زلال چون آبی آب

به نرمی از آب بر می خیزند چرخی می زنند ومی روند تا آن بالاها ، جایی که اقیانوس برکه ایی بیشتر نمی شود !

و باز ترک بر نمی دارند و همچنان می روند

حباب ها یکی یکی متولد می شوند...

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد
37 مطلب

ورود